تبليغاتX
دختران گندم - آفتاب میشود ؟
این منم دختری که تنها یک بار توانست خودش را بکشد ...

 فکر می کنی با این حرفها, برای من باز هم آفتاب می شود ؟

نگاه کن غم درون دیده ام

چگونه قطره قطره آب می شود

چگونه سایه سیاه سرکشم

اسیر دست آفتاب می شود

نگاه کن

تمام هستیم خراب می شود

شراره ای مرا به کام می کشد

مرا به اوج می برد

مرا به دام می کشد

نگاه کن

تمام آسمان من

پر از شهاب می شود

و با این حرفهای تو

همه ی امید من,نقش بر آب می شود ...

  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

 

 

  • جوابت :  نزدیک تو می آیم ٬ بوی بیابان میشنوم ٬ به تو میرسم    - تنها میشوم !

کنار تو تنها تر شده ام !

از تو تا اوج تو زندگی من گسترده است .

از " من تا من " تو گسترده ای .

با تو برخوردم ٬ به راز پرستش پیوستم .

مرا راهی از تو "ب ِ دَر " نیست .

زمین باران را صدا میزند ٬ من تُرا .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 18:9  توسط شیما  |