|
این منم دختری که تنها یک بار توانست خودش را بکشد ...
|

*** دوستای گلم ... همین الان فهمیدم پدر یکی از دوستای خیلی خوبمون فوت کردن ... لطفا هر کس که این پست رو میخونه ... برای شادی روح این مرحوم دعا کنه و براشون یه فاتحه بفرسته ... خدا همه ی رفتگان رو بیامرزه ... ***
در ماشين سفيد رنگ باز شد ... راننده پياده شد و آروم به سمت عقب ماشين اومد ... نگاهی به آدمای دور و ورش كرد و در عقب رو باز كرد ... آروم جسد رو بيرون كشيد و كنار رفت ... همه رفتن جلو ، جسد رو پايين آوردن و من يه گوشه انگار خشك شده بودم ... دست خودم نبود ... گوله گوله اشك از چشام سرازير می شد ... جسد رو روی زمين گذاشتن ... يهو همه با هم بلندش كردن ، لا اله الا الله ، آروم آروم به سمت سر كوچه می رفتن ... هر چند قدمی كه می رفتن جسد رو روی زمين ميذاشتن و باز بلند می كردن ، لا اله الا الله ... چشامو بستم ... وقتی باز كردم ديدم خيلی دور شده ازم ... بی اختيار دنبالش دويدم ... چشام پر از اشك بود ... هيچی جلوم نمی ديدم ، فقط می دويدم دنبالش ، آخه كجا ميري ؟ كجا ...؟
با اون لباس خاكی رنگش بالای قبر نشسته بود و به كلبه خاكی كه براي يه نفر ساخته بود نگاه
می كرد ... رفتم جلوتر ... پرسيدم رديف ؟؟؟ شماره ؟؟ همينه ؟ سرش رو بالا آورد و گفت آره همينه ... چقدر كوچيك بود ، باورم نمی شد ... اصلاً نمی تونستم خودمو كنترل كنم ... هنوز نياورده بودنش ... دلم می خواست باز می ديدمش ، چقدر دلم براش تنگ شده بود ... چند دقيقه بعد همه اومدن ... اونو كنار قبر گذاشتن ... بالای سرش نشستم ... دستمو از روی پارچه ترمه روی سرش گذاشتم ... يادته ديشب داشتی می رفتی موهاتو خودم مرتب كردم ؟؟؟ يادته ؟؟؟ آروم گذاشتنش كف كلبه خاكي ... كسی كه جلوم بود رو هل دادم كنار ، بالای قبر وايسادم ... پارچه روی صورتشو كنار زدن ... خوب نگاهش كردم ... خيلی بی وفايي ، می دونم خيلی بی وفام ...... كم كم همه می رفتن ... روی خاك افتاده بودم ... هيچكس نتونست بلندم كنه ... سرمو بالا آوردم ، جز دو سه نفر كسی نمونده بود ، گفتم ديدی همه رفتن ؟ گفت ديدی فقط من بی وفا نيستم ؟؟؟
سنگيني نگاهش بود كه مرا به خود خواند ... در چشمانش چيزي داشت كه همه روزهاي كودكيم را با خود برد ... بازيهاي كودكي ، توپهايم ، ماشين ها كه دلخوشيهايم بودند ، پس دلخوشي او چه بود ؟؟؟
و تو نفهميدي نگراني چيست كه من در چشمانش ديدم و معنا كردم ...
۷ خانوار در جايي كه نشان از زندگي ندارد ...
ديگه صداي به هم خوردن دندونهامو نمي تونستم پنهان كنم ، وقتي سرما غرورت رو هم ميشكنه و كودكي 5 ساله با لباسي سوراخ سوراخ و كهنه كه اسم لباس ديگه خيلي براش زياده ، آنچنان پوزخندي بهت ميزنه كه ... اشتباه نكن ، نه نه ، من اوني نيستم كه تو كتابها از بچه هاي يتيم و فقر نوشتم ، كه من هم 20 سال چنين واژه هايي رو خوندم و حتي يكبار نفهميدم ... !!! ديگه از همه اونايي كه تو كتابها از بچه يتيما نوشتن و هيچوقت نوشته هاشون روي من تاثير نداشت متنفرم ... ميدوني چرا ؟
؟ چون شايد يك بار و فقط يك بار چنين جاهايي رو نديده بودن كه اگه ديده بودن كلامشون روي من و تو بي اثر نبود ... ولي تو بدون كه من ديدم كودكي 4 ساله رو كه سبد شكسته اي مقابلم گرفت تا 7 تخم مرغ ، فقط 7 تا تخم مرغ رو يكي يكي بشمارم و تو سبدش بذارم ... ميدوني اگه يه روز بخوام براي اون بچه ها نامه بنويسم بايد روي پاكت چي بنويسم ؟
گيرنده : ناكجا آباد ، بعد از ديوار گلي اول ، نبش خرابه دوم ، هرجا آب از سقف به ظاهر خانه اي چكه مي كرد ، هر جا خدا آنجا بود ؛، ديدي خدا رو روي زمين پيدا كردم ؟؟؟ من بردم ، بردم ...
كاش انقدر خدا خدا نمي كرديم كه لا اقل ...
كجاست آنكه تاجي از عشق بر سر داشت ؟؟؟
تو ميداني و همه مي دانند كه زندگي از تحميل لبخندي بر لبان من ، از آوردن برق اميدي در نگاه من ، از بر انگيختن موج شعفي در دل من عاجز است .
نمی زارم بری . اسلن فکر رفتنو هم نکن . انغده مهکم گرفطمط که عمرن بتونی در بری . حی با طواما.چرا اون توری نگام میکنی ؟ مکه طا هالا بچح ندیدی ؟ حوی چرا عنغده دثطت گندص ...
یادمون باشه اگه از خوشی ها نمی گیم . اگه همش غم سطر اول تمام نوشته هامونه دلیل بر این نمی شه که بلد نیستیم بخندیم فرقی نمی کنه تو چی بخوای من بنویسم ! آره تو رو می گم با خودتم چرا به پشتت نگاه می کنی چرا هی بغل دستیت و نشون میدی با خود خودتم ... یادت باشه دروغ اول و تو گفتی ... (( به یاد سیاوش عزیز ))
ممنونم از همه ی دوستای مهربونم به خاطر نظر های قشنگشون ... که همیشه باعث دلگرمی من بودید ...
دیگه تابستون هم نفس های آخرشه و اول مهر برای ما بچه محصل ها یه شروع دوباره است ... امسال مهر برای من لطفی نداره ... چون یکی از بهترین کسانی رو که دارم تقریبا از دست میدم ... امیدوارم سال خوبی برای شما ها بشه ...
خلاصه تا اول مهر هر روز آپم ... زود زود بیاین پیشم ...